طرفدار اصالتم
گفتم من طرفدار اصالتم
حالا تعریف اصالت از دید مهدیه میدونی چیه
یعنی بدونی الان چی میخای
الان چی هستی
الان کی هستی
الان حست چیه
الان فکرت چیه
الان تو کی هستی
از دید من اصالت این نیست که قد و قواره رو بچپونی توی دین یا مذهب یا هر ایدولوژی
یا ته و سرت رو بزنی تا توی رژیم و نوع خاصی از زندگی جا بگیری
لباساتو با اندازه های استاندارد جهانی میزان بزنی
هر روز محک بزنی امروز اروپایی شدم و فردا خاورمیانه ای؟
مدنظرم اصالت تو پوشش یعنی بدونی امروز حس قدرت دارم امروز حس قوی بودن
بدونم امروز نیازمند احترام بیشترم یا نیازمند صمیمیت
بدونم امروز نمیخام راه برم باید پرواز کنم یا امروز از اون روزا که باید پشت نقاب بمونم و یواشکی ادما رو دید بزنم
میفهمی میخام چی بگم
میخام بگم بفهمی کی هستی و چی میخای حالا که فهمیدی حالا که میتونی پرواز کنی حالا میتونی متعهد باشی چی و کجا و چطوری باشی
ببین اصالت بنظرم اینه که بفهمی امروز انگار یکم حرمت نفست خدشه دار شده باید با ورژن جدیدم پیشش باشم حد و مرزها رو مشخص کنم
امروز حس زنانگی تو من چرخیده میخام باشم
امروز بذر بودن تو اندیشمه
امروز اصلا حوصله ندارم لباس ساکتی تنم میکنم که به چشم نیام باشم من باب ادای دین ، وگرنه جسمیم در لحظه ای از بستر مرگ
اصالت پوشش برای من اینطور جلوه میکنه که نشان درونم باشه