بعضی وقتا آدماها مرده اند
ولی ایستاده مرده اند قلبشان میزند ولی مرده اند نفس میکشند و از دهانشان لبخند چکه می کند ولی مرده اند
بعضی وقتا آدم ها مرده اند ولی صدای پاهایشان می آید زنگ در را میزنند و آغوششان برای کودکانشان باز است
بعضی وقت ها آدم ها مرده اند ولی هنوز کنار عشقشان دراز میکشند و دست به سر صورت زندگیشان میکشند
بعضی وقتها آدم ها مرده اند ولی همچنان ضربان قلب خود را میشنوند و مجبور میشوند پرپرانول بخورند
بعضی وقتا آدم ها مرده اند ولی جلوی آینه می ایستند سر وضعشان را مرتب میکنند و ماتیک قرمز می زنند
بعضی وقت های آدم ها برای اینکه اجازه ندهند گلدان های زندگیشان پژمرده شود نمیگذارند کسی بفهمد که دیگر نفس نمیکشند